جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )

359

ايران وقضيهء ايران ( فارسي )

كه آن عمارت را مىساخته قدرى از زعفران كه ارفاقا از مرد مستمندى خريده بود داخل گل نمود و پس از ساختمان از آن موقع به صورت ذرات طلا در آجرها درخشندگى دارد . اين بنا را كه مىگويند روزگارى علاوه‌بر حمام و دكان‌ها و باغ 1700 اطاق داشت ( كه همه ناپديد شده است ) بعضىها به شاه عباس نسبت مىدهند ، اما خانيكف نظر مخالف ابراز و از روى كتيبه‌اى كوفى آن را به دورهء تسلط اعراب منسوب مىدارد و بناى آن را به زمان پادشاهى ملكشاه سلجوقى مربوط مىسازند . بر خرابه‌هاى آنجا بوسيلهء سپهدار اعظم كه مرد روشن‌ضميرى بود عمارت جديد بنا شده است . راه از زعفرانى از ميان دشت سبزوار كه زياد هم از آنجا دور نيست از حدود جبال شمالى تا شهر سبزوار امتداد دارد . سراسر شهر را كه خيابان مركزى آن بازار بسيار درازى است ( وقتى كه كانولى در سال 1830 از آنجا عبور كرده بود تازه تمام شده بود ) بايد پيش از ورود به چاپارخانه كه بر دروازهء غربى واقع است پيمود . سبزوار - مركز ناحيه‌ايست حاصلخيز كه بواسطهء قحطى سال 1871 صدمهء بسيار ديده و اين روزها در مرحلهء تجديد حيات است . قبل از قحطى جمعيتش سى هزار بوده بعدا تا كمتر از ده هزار تن رسيده و حالا بالغ بر هيجده هزار نفر است . اطراف شهر بنابر معمول ديوارهاى گلى و خشتى و در سمت شمال ارگى مخروب دارد تاريخ افسانه‌آميز بناى سبزوار بدون‌شك متعلق به دوران بسيار قديم است ، ولى پايه‌گذارى شهر فعلى را بنابر قول اصح به دورهء سلجوقى منسوب مىدارند و طرز بنائى آن دوره در بخشى از اين ابنيه نيك مشهود است و مانند شهرهاى مجاور خود نيز چندين بار ويران گرديده . خرابىهاى عهد محمد شاه خوارزمى را تيمور در سال 1380 تكميل نمود و رونق و آبادانى محدود بعدى را در قرن هجدهم افغانها به سبك افغانى خود از ميان بردند . شهر فعلى بيش از صد سال عمر ندارد و آنجا را علىيار خان مزينان در زمان فتحعلى شاه كه از حكام سركش خراسان بود تعمير و آباد كرد .